در اسرائیل بحثهای زیادی درباره توافق احتمالی با ایران و برندگان و بازندگان جنگ شکل گرفته است و ارزیابیها بستگی به این دارد که چه پرسشی مطرح شود. اگر معیار، تحقق تغییر حکومت در ایران باشد، بسیاری معتقدند اسرائیل و آمریکا موفق نشدهاند و جمهوری اسلامی توانسته است بقای خود را حفظ کند. همچنین، برخی تحلیلگران میگویند اسرائیل نهتنها کنترل روند مذاکرات را در دست ندارد، بلکه به حاشیه رانده شده است. با این حال، مقامهای ارشد ارتش اسرائیل و موساد میگویند تغییر فوری حکومت در ایران هیچگاه هدفی عملیاتی نبوده است.
تغییر حکومت با جنگ فعلی دستیافتنی نبود
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، زمانی اشتباه کردند که در روزهای نخست جنگ، هیجانزده شدند و تغییر حکومت را بهعنوان هدف و احتمالی واقعی و قریبالوقوع مطرح کردند.
مقامهای ارشد ارتش اسرائیل و موساد، بدون استثنا، خواهند گفت بالاترین نتیجهای که جنگ فعلی میتوانست به آن دست پیدا کند، کمک به بهبود شرایط برای تغییر حکومت بود.
اهداف واقعی دو جنگ اخیر با ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ این بود که دو تهدید وجودی را چند سال عقب بیندازد: سلاح هستهای و حجم گسترده موشکهای بالستیک که میتوانست سپر پدافند هوایی اسرائیل را با مشکل مواجه کند.
اگر بپرسید آیا این دو هدف اصلی محقق شدند، پاسخ بدون هیچ تردیدی مثبت است.
نخستین دلیل این است که اکنون یک سال از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ گذشته است و پیشبینی بدبینها مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ظرف چند ماه به سلاح هستهای دست خواهد یافت نهتنها نادرست از آب درآمد، بلکه ایران هنوز حدود دو سال با سلاح هستهای فاصله دارد و توافق قریبالوقوع احتمالا این تهدید را حتی بیشتر به عقب خواهد انداخت.
اگر ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکند، مورخان احتمالا ۲۵ سال بعد، در نگاه به گذشته، نتانیاهو را بهدلیل عقب انداختن تهدید هستهای در این دوره تحسین خواهند کرد.
اما در زمان حال و در انتخابات پیش رو، چنین پیروزی چندان به کار او نخواهد آمد، زیرا بخش بزرگی از کشور از ناکامی در تحقق تغییر فوری حکومت ایران ناراضی است.
انتظار میرود ایران اورانیوم را تحویل دهد
در اینجا یک پیچیدگی وجود دارد: اگر ترامپ کاملا تمرکزش را از دست بدهد، ایرانیها ممکن است در نهایت بتوانند مقداری از اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده را نگه دارند، اما همه نشانهها حاکی از آن است که آن اورانیوم رقیق یا از ایران خارج خواهد شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از نظر اهرم فشار، وقتی ایران تنگه هرمز را باز کند و آمریکا بخشی از نیروهایش را در منطقه نگه دارد، ترامپ اهرم فشار بیشتری برای وادارسازی جمهوری اسلامی به واگذاری اورانیوم خواهد داشت.
همین مسئله درباره توقف ۱۵ تا ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم نیز صدق میکند. جمهوری اسلامی برنامهریزی بلندمدت دارد. بسیاری فراموش میکنند که اگرچه جمهوری اسلامی بخشهایی از برجام را نقض کرد، در چهار سال نخست در چارچوب محدودیتهای غنیسازی اورانیوم باقی ماند.
بسیاری از اسرائیلیها بهدرستی خشمگیناند که توافق پیش رو به این معنا است که جمهوری اسلامی منابع مالی تازه و بزرگی در اختیار خواهد داشت تا به بقایش و همچنین بازسازی حماس و حزبالله کمک کند.
اما با نگاهی واقعبینانه، این همان توافقی بود که ترامپ از ابتدا دنبال میکرد: حذف تهدید هستهای در برابر پول.
ایده تغییر حکومت ایران، حتی با ترامپ، کوتاه و گذرا بود و او اجازه نداد طرح موساد برای پیشروی زمینی کردهای ایرانی و عراقی علیه حکومت در بخشهایی از ایران اجرا شود.
اگر کسی فکر میکرد ترامپ اجازه چنین کاری را خواهد داد، به شخصیت ترامپ و بیزاری او از جنگهای طولانی و آشفته، بهویژه جنگهای با حضور نیروی زمینی، توجه نکرده بود.
مقامهای ارشد اسرائیلی به اورشلیم پست گفتهاند تصور میکردند ترامپ مانند جورج بوش از چنین طرحی حمایت کند، اما فضای سیاسی آمریکا در سال ۲۰۲۶ با دوران پس از حملات ۱۱ سپتامبر متفاوت است و سیاست «اول آمریکا» بر تصمیمهای واشنگتن حاکم شده است.
بازگشت منابع مالی ایران برای اسرائیل خبر خوبی نیست، اما هشدارهای شدید درباره بازسازی سریع محور جمهوری اسلامی، حزبالله و حماس اغراقآمیز است. اسرائیل نتوانسته است این گروهها را بهطور کامل نابود کند، اما آنها را بهشدت تضعیف کرده است.
حماس و حزبالله تضعیف شدهاند
هر روز بیشتر به نظر میرسد که حماس برای آغاز بازسازی در غزه به نوعی خلع سلاح محدود تن خواهد داد. حتی در غیر این صورت نیز حماس از دریافت سلاح از خارج تقریبا محروم شده، ذخایر موشکیاش را از دست داده و از یک نیروی نظامی قدرتمند و پیچیده ملی به ساختاری شبیه همان سازمان جنگ چریکی دهه ۱۹۹۰ بازگشته است.
زرادخانه حزبالله از ۱۵۰ هزار موشک به حدود ۱۰ هزار موشک کاهش پیدا کرده است. حزبالله هنوز میتواند شمال اسرائیل را تهدید کند، اما دیگر توان تهدید کل کشور را ندارد. اسرائیل ممکن است با خروج از بخش بزرگی از جنوب لبنان بتواند زمینه عادیسازی روابط با دولت لبنان را فراهم کند، روندی که میتواند حزبالله را بیش از پیش منزوی کند.
حزبالله طی بیش از ۱۸ ماه گذشته تا حد زیادی از مسیرهای تسلیحاتی ایران محروم شده، زیرا حکومت جدید سوریه سنیمذهب و مخالف جمهوری اسلامی است. اما نه حماس و نه حزبالله از بین نرفتهاند و همچنان تهدید محسوب میشوند، بهویژه حزبالله.
احتمالا بین ۶ تا ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران آزاد خواهد شد، اما ایران در جریان جنگ متحمل صدها میلیارد دلار خسارت در بخش دفاعی و دیگر بخشها شده است. بزرگترین نگرانی اسرائیل برنامه موشکهای بالستیک ایران است. توافق جدید مانعی برای بازسازی زرادخانه موشکی ایران ایجاد نمیکند و جمهوری اسلامی میتواند تعداد موشکها را از ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ فروند فعلی دوباره به سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۳۰۰۰ فروند یا حتی بیشتر، برساند.
اگر اسرائیل با کارتهای دیپلماتیکش بهتر بازی کرده بود، از جمله اینکه اروپاییها را در برخی تصمیمها و راهبردهای مهم وارد میکرد، شاید میشد برای تعداد و برد موشکها سقفی تعیین کرد، زیرا اروپاییها بسیار زودتر از آمریکا با تهدید موشکهای بالستیک ایران مواجه میشوند. اروپا فقط تا حدی خارج از برد فعلی موشکهای ایران است، درحالیکه برای حمله به آمریکا، تهران به سالها زمان نیاز دارد تا بر فناوری موشکهای بالستیک قارهپیما مسلط شود. این موضوع یکی از مهمترین شکستهای اسرائیل در توافق احتمالی است.
با توجه به کاهش حمایت متحدان غربی و برخی کشورهای عربی از اسرائیل، توقف یا کاهش درگیریها ممکن است فرصتی برای ترمیم این روابط ایجاد کند. بخشی از افکار عمومی اسرائیل پس از حملات ۷ اکتبر تصور میکردند قدرت هوایی بهتنهایی میتواند همه تهدیدها علیه اسرائیل را از میان ببرد، اما اکنون بحثهای گستردهتری درباره پیامدهای نظامی و دیپلماتیک جنگ شکل گرفته است.
ترجمه از اورشلیم پست

